4/29/2007

آقا یه صحنه جالب دیدم دلم نیومد ننویسم . تو کوچمون داشتم میومدم که دیدم تو جهت مخالف من گربه های هم محله ای شخله کنان -اصطلاح مشهدی به معنیِ ...نمیدونم حقیقت ، تومایه های سریع و یه ضرب و اینا- هر کدوم به یه جهت در حال فرارن ، یکی از تیر رفت بالا و یکی رفت زیر ماشین و یکی پشت من قایم شد و ...با کنجکاوی ته کوچه رو که نگاه کردم دیدم از دور یه دونه از این سگای تِریر یا پودل یا هرچی با اون نگاه کودن و زبون بیرون و موهای پلشتش بیخیال همه جا و حضور تاثیرگذارش ، جلوتراز صاحبش با اون راه رفتنِِ تند مخصوص خودش داره به این سمت میاد !درسته که واسه ما کوچولویِ مامانیِ دوست داشتنیِ کودنیه (من قبلا و قلبا از پندار پوزش میخوام) ولی بابا بدبخت سگیه برای خودش

3 comments:

Anonymous said...

خیله خوب بابا اشتباه لپی بود
حالا خودت هرچی اون بالا می گن هرجور عشق می کنی ترجمه می کنی من یه اشتباه کردم ببین چجوری سرم داد می کشه (قضیه خوزه مورنیو رو میدونی که قبل از اینکه مربی بشه مترجم بابی رابسون بوده حرفاشو یه چیز دیگه ترجمه می کرده و ایده های خودشو به بازیکنا می گفته ؟

Anonymous said...

poste ghblito doos daram bache!

Anonymous said...

hala chon shomaeen pozeshetoono mipazirim. ama aslanam kodan nistan kheili ham bahooshan ;)